تبليغاتX
جادوگر - لحظه ی دیدار

جادوگر

سرخی جادوی من از آتش لب های آتشین توست...

لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
 های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است
+ نوشته شده در  2007/10/13ساعت 4:52  توسط علی آتشین  |