تبليغاتX
جادوگر

جادوگر

سرخی جادوی من از آتش لب های آتشین توست...

باور نکن تنهائیت را

من در تو پنهانم تو در من

از من به من نزدیکتر تو

از تو به تو نزدیکتر من

باور نکن تنهائیت را

تا یک دل و یک عهد داریم

تا در عبور از کوچه عشق

بر دوش هم سر می گذاریم   

دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهائیت را

هر جای این دنیا که باشی

من با توأم تنهای تنها

من با توأم هر جا که باشی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز

با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبه دل

باور نکن تنهائیت را

من با توأم تنهای تنها 

من با توام تنهای تنها

 

+ نوشته شده در  2007/12/21ساعت 12:51  توسط ملیحه آتشین  | 

روز چهارشنبه یه پسری آمد جلوی باجه ی من  واسه افتتاح حساب،تا چشمم بهش افتاد واسه یه لحظه قلبم وایساد اگه گفتی چرا؟
خیلی شبیه تو بود

البته خودت میدونی خوشکل تر از خودت تو دنیا واسه من وجود نداره ولی این خیلی شبیه تو بود

مخصوصا موهاش‌..قدش....موهاش

علی من داشتم غش میکردم یه لحظه فهمیدم چقدر دلم برا ت تنگ شده و خودم نمیدونستم

افتتاح حساب که تموم شد بهش گفتم دو روز دیگه بیا اگه جواب استعلامت آمده باشه بهت دسته چک میدم

دوباره امروز امد نمیدونستم کار اونو انجام بدم یا به دل خودم برسم کاشکی لااقل موبایل داشتی این وقتها به داد دلم می رسیدی

همه ی صحنه های تهران آمد جلوی چشمم  دیگه دل و دماغ کارو نداشتم

من عاشق این حس عاشق شدنم هستم

بیا ای عشق!

مرا با تو حرفیست،آه ای عشق!خسته از سایه ی قفسم، آه ای کاش ببارد آفتاب! ای کاش شبی باران از پشت این پنجره عبور کند.

بیا ای عشق! بیا ، با گل شقایق و اقاقیا...

 

+ نوشته شده در  2007/10/28ساعت 16:38  توسط ملیحه آتشین  |