مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و ديدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.
ايمانم از دعای توست و خدايم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر.
سرخی جادوی من از آتش لب های آتشین توست...
تنهایی زیباست دوست من
مثل همان لحظه ای که توی اتاقت تنها نشسته ای , و آدامست را باد می کنی
آنقدر که اندازه یک بادکنک می شود و بعد می ترکد و می چسبد به تمام صورت
و تو خنده ات میگیرد و آهسته لایه های نازک آدامس را از روی پوست صورتت , بر می داری ...

مرگ زیباست دوست من
لحظه ای را تصور کن که نشسته ای روی صندلی
دستهایت را چین و چروک و غبار گذشت زمان پوشانده است
و قلبت ,خسته از تپیدن , سرش درد می کند
صدای خنده چند کودک از حیاط خانه به گوش می رسد
و تو با چشم های بسته , خواب روزهای جوانی ات را می بینی
خواب می بینی دوباره جوان شده ای و این بار جوانی ات با گذشته هم فرق می کند
هر قدمت , مثل پریدنی می ماند بلند و سبک چند قدم می دوی و بعد ,
شناور و سبکبال , روی ابرها غلت می زنی دیگر نقرس و دیسک کمر و تنگی شریان , اذیتت نمی کند
و چشم هایت هم خوب , همه چیز را درک می کند
***سرمه ی اتشین***