|
Exquisite |
|

|
|
Unique |
|
|

|
Sweet |

|
|
|

|
Beautiful |
|
Innocent |

|
|
|

|
Lovely |

|
|
|
Delicate |
|

|
|
Delightful |
Share this page with the Roses in your Life!
+ نوشته شده در
2006/5/7ساعت 14:42  توسط علی آتشین
|
خون رومئو مي ريزد
خون رومئو مي ريزد
اما نه آن گونه كه به چشم آيد
به ياد تمام بچه هاي پانچو پوش و تعمير گاه هاي اطراف و خانه هاي معروف
رومئو سيگاري دود كرده است و با دقت به اگزوز ماشينش خيره گشته
براي رومئو امشب هم يك شب معمولي ديگر است
و او تنها پليس حرومزاده اي را كشته
و رفقا زير نور خيابان جمعند و از فرط هيجان بالا و پايين مي پرند
همه ي مردم دنيا هم با هم نمي توانستند جان آن پليس را از مرگ برهانند
"او مرد به تقاص خون برادرم كه مثل سگ در خيابان كشته شدو چاقويش حتي
كنارش نبود"
وقتي رومئو سگار مي خواهد همه ي دست ها پي سيگار در جيب ها مي رود
و فرانكي پشت شانه ي او مي زند و برايش فندك آتش مي كند
و بطري خالي را به سمت مرد شير فروش پرتاب مي كند
و مي داند او هم اگر جربزه اش را داشت مي توانست مثل رومئو باشد
خون رومئو مي ريزد
اما نه آن گونه كه به چشم آيد
يك نفر در تلفن عمومي نعره مي كشد و رومئو صداي راديوي ماشينش را تا ته زياد كره است
در حالي كه گلوله اي در سينه دارد و از درد روي ماشينش خم شده است
و كفش هايش از خون پر شده اند
اما دوستانش مي گويند همه چيز براي او رو به راه است
زير نور مهتاب رومئو خون را از دستگيره پاك مي كند
و رفقايش را با شلوار هاي پاچه گشادشان تنها مي گذارد
و مي داند همه ي آنها مي خواهند مثل او قهرمان باشند
خون رومئو مي ريزد
هنگامي كه بليط را از باجه ي سينما مي گيردو خون او مي ريزد داخل بالكن سينما
و او بدون صدا خواهد مرد مثل هر قهرمان واقعي ديگر
مثل فرشته اي كه با گلوله كشته مي شود
وخون رومئو مي ريزد
و خون رومئو مي ريزد
و خون رومئو مي ريزد
+ نوشته شده در
2006/4/27ساعت 11:52  توسط علی آتشین
|