مرد سفید یه دایره ی کوچیک روی شنها کشید و به مرد سرخ پوست گفت:
این همه ی اون چیزیه که یه سرخ پوست می دونه و می فهمه.
بعدش یه دایره ی بزرگ دور دایره ی کوچیک کشید و گفت:
و این چیزیه که یه مرد سفید می دونه و می فهمه.
سرخ پوسته چوب رو از مرد سفید گرفت و یه حلقه ی بسیار بسیار بزرگ دور دایره ها کشید و گفت:
و این هم همه ی اون چیزهاییه که مرد سفید و مرد سرخ نمی دونن و نمی فهمن!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
