تبليغاتX
جادوگر

جادوگر

سرخی جادوی من از آتش لب های آتشین توست...

نازنین!

 اینروزا چه تند و تند تشنه میشم اخه راستش می دونی؟

عطش دیدن تو

مثل افتاب تو کویر رو قلب من پر میزنه

نازنین!

 چشمه ی چشماتو میدی تا که گاهی جرعه ای دریا بریزم تو گلوم؟

نازنین!

 واسه تسبیح تو دونه های اشکم رو ببین

 باشه یادت که تو هنگام نماز واسه عاشق شدنت دعا کنی

 واسه من تو اون دل مهربونت یه جا حتما وا کنی

 جا نماز مخمل گلدوزیتو با دعای گرمت اشنا کنی

 نازنین!

اینروزا!

ماهی سرخ دلم توی تنگ سینه اروم نداره

 چه جوری اروم باشه جونم مگه یاد دریا میزاره؟

 اینروزا توی دلم دائم باهات حرف میزنم

میگم اصلا نمی ترسم اگه افتاب نباشه

تو که هستی میتونی روز نو شروع کنی

نمی ترسم اگه ماه پشت ابرای سیاه بره و قایم بشه

 تو که هستی هیچ چی ام نمی تونه یاد تو از شب من جدا کنه

 نازنین!

بعضی وقتا که یادت گر میگیره

جون من میسوزه دلتنگ میشم

 غروب جمعه که حرفشم نزن

 یه جوری دلم برات تنگ میشه که

 اگه وازه های دنیا هم دم دستم باشه

 باز واسه گفتن اون لنگ میشم

 نازنین!

بعضی وقتا که غمت اذون میگه

 عابد گریه نماز اشکو بر پا میکنه

 تو که نیستی ببینی که چو غوغا میکنه

 نازنین!

بعضی وقتا تو دلم بهت میگم

خوبه ادم یه عاشق داشته باشه

اما اونو نکشه

چه خوبه که عاشقا مث شمس و مولوی همدیگر و قال نذارن

 مث فرهاد و شیرین همدیگر و گول نزنن گول نخورن

با مث لیلی و مجنون همو رسوا نکنن

 نازنین!

تو شب پر ستاره اونقدر حرف دارم

که همشو اگه بگم سر تو درد میاره

 نازنین!

چشمه ی چشمات واسه من؟

 میذاری همه روز ازش اب بخورم؟

 روی اونگ نگات میذاری تاب بخورم؟

+ نوشته شده در  2005/6/12ساعت 2:55  توسط علی آتشین  |