تبليغاتX
جادوگر

جادوگر

سرخی جادوی من از آتش لب های آتشین توست...

حباب ها

دو تا حباب کوچولو وقتی داشتن مستانه بازی می کردن فهمیدن که روی پشتشون یه رنگین کمان خوشگل دارن.

ذوق کنان به هم گفتند:

می ارزه که یه حباب باشی در حالی که فقط 30 ثانیه یه رنگین کمون رو  پشتت داشته باشی


رویاها:

 رویاهات رو سفت بچسب       

چون اگه رویاها بمیرن زندگی مثل یک پرنده می شه که بال هاش شکسته

و هیچ وقت نمی تونه پرواز کنه

رویاهات رو سفت بچسب

چون اگه رویاها برن زندگی یه مزرعه بی حاصله

که با برف ها یخ زده منجمد شده.

+ نوشته شده در  2005/5/12ساعت 12:54  توسط علی آتشین  | 

داییم پرسید:<<چطور به مدرسه میروی؟>>

گفتم:<< با اتوبوس>> داییم لبخند زد و گفت:<<من وقتی به سن تو بود پیاده میرفتم آن هم ۱۲ کیلومتر!!>>

داییم پرسید :<<چقدر بار می توانی بر داری؟>>

گفتم:<< به اندازه یک کیسه گندم>> داییم خندید و گفت:

<<من وقتی به سن تو بودم ارابه می کشیدم و گوساله را از جا بلند می کردم!!>>

داییم پرسید:<<تا حالا چند بار دعوا کردی؟>>

گفتم:<<۳بار هر ۳ بار هم کتک خوردم!!>>

داییم گفت:<<وقتی به سن تو بودم هر روز دعوا می کردم یک ذره هم کتک نمی خوردم!!>>

داییم پرسید :<<چند سالته؟>>گفتم:<<نه سال و نیم>>

آنوقت دایی بادی به غبغب انداخت و گفت:

<<من وقتی به سن تو بودم ده سالم بود!!>>

 

فواید راست گویی:

به من بگو زرنگم به من بگو باهوشم به من بگو خوبم نازنینم با احساسم عاقل و فهمیده ام خلاصه بگو بی نقصم ......ولی راستشو بگیا باشه؟

دعای بچه خودخواه:

خداوندا دعای قبل از خوابم را بپذیر

به من سلامتی و با هوشی بده اونقدر که به هیچکی ندادی

و اگه خوابم برد و دیگه بیدار نشدم

کاری کن که همه اسباب بازی هام بشکنند

تا هیچ بچه ای نتواند با آنها بازی کند!!!

                                                          آمین!!

کوچیکترتونیم!!

 

 


+ نوشته شده در  2005/4/25ساعت 11:2  توسط علی آتشین  |